بیا تو و حال کن : بدون عنوان

ساخت وبلاگ

موضوعات وب

امکانات وب

:

خیلی وقتها نظراتم را به لیونل می گویم و او را نصیحت می کنم؛مثلا بعد از بازی با رئال...من هنوز هم پدر او هستم ؛ همان پدری که درگروندلی مربی لئو بودم

سایت گل- خورخه مسی، پدر لیونل مسی، ستاره شماره یک دنیای فوتبال در گفتگوی مفصلی با مجله آلمانی کیکر شرکت کرده و دراین گفتگو به مسائل مختلفی پرداخته؛

 از یادآوری روزهای کودکی "لیونل" و تصمیم گیری خانوادگی برای اینکه او به "بارسلونا" برود یا ایتالیا گرفته تا روند رشد "لیونل" به عنوان یک فوتبالیست  و به عنوان فرزندش.

 یک گفت و گوی مفصل و طولانی که آن را در4قسمت مجزا برای شما آماده کرده ایم که دراینجا شما را به خواندن بخش چهارم این گفتگوی جذاب دعوت می کنیم:

 *درنهایت در دسامبر سال 2000 در "بارسلونا" یک پیش قرارداد با این باشگاه امضا کردید. رکساچ تعریف می کند که می ترسید که لئو از دستش در برود و شاید می ترسیده که شما برای تست دادن به رئال مادرید بروید. خودتان به چنین چیزی فکر کرده بودید؟

نه!. اصلا هیچ وقت چنین ایده ای نداشتم ولی توقع داشتم که سران بارسلونا به من بگویند که چه کار کنم . چون تردیدهای زیادی درمورد شغلم به وجود آمده بود.

"لیونل" یک مرخصی تحصیلی مشخصی داشت و دیگر نمی توانست بیشتر از این غایب باشد وما هم نمی دانستیم که دربارسلونا چه اتفاقی خواهد افتاد.

 می بایست خیلی چیزها را هماهنگ می کردم. از همین رو توقع داشتم که به من جوابی بدهند.چون تکلیف هچی چیزی مشخص نبود

*مسی تا یک قدمی معارفه در ریورپلاته پیش رفته بود.چرا این تیم راانتخاب کرده بود؟

او را برای تست های فوتبالی به آنجا برده بودم تا دیگر از نیولز اولد بویز جدا شویم.

چون در فوتبال پایه ای باشگاه نیولز اولد بویز می گفتند که پول درمانش را می دادند؛ البته واقعیت این بود که من را 30 بار مثل توپ وارددروازه کردند و به جای 900 پاسو به من 400 پاسو می دادند

 * در نیولز اولد بویز؟

بله.درنیولز!. به همین خاطر او را به تست های باشگاه ریورپلاته بردم تا کاری کرده باشم و ببینم که سران نیولز اولد بویز چه می گویند

* واکنش سران بارسا چه بود؟

آن موقع بود که رکساچ برایم یک نامه نوشت و گفت که آرامشم را حفظ کنم و همه چیز خوب خواهد شد.

*وچه خوب شد که همه این اتفاق ها افتاد. زندگی شما با این اتفاق ها خیلی تغییر کرد؟

همه چیز مثل قبل است. شاید ما محله مان را عوض کرده باشیم ولی زندگی مان خیلی هم فرق نکرده.

ماریا سول، دخترم، همیشه به خانه قدیمی مان سرمی زند و عملا آنجا زندگی می کند و همیشه درکنار دوستان دوران کودکی اش است.

*شما یکی از اولین سرمربیان لیونل بودید ولی همیشه پدرش هم بودید. با وجودی که او امروز بهترین فوتبالیست دنیاست،باز هم مثل تمام پدرهای دنیا، او را نصیحت می کنید؟

طبیعتا بله؛ او هم هیچ وقت نمی گوید که "پدر من حالا 25 سال سن دارم و بزرگ شده ام و بهترین فوتبالیست دنیا هستم." خیلی وقتها نظراتم را به لیونل می گویم.مثلا بعد از بازی با رئال...من هنوز هم پدر او هستم ؛ همان پدری که  درگروندلی مربی لئو بودم

*این روزها باشگاه سارمینتو و بنیاد مسی مشغول به فعالیت هستند.این امید را دارید که روزی لیونل مسی دیگری پیدا شود؟

بنیاد مسی فقط با باشگاه سارمینتو همکاری می کند و ما این باشگاه را مدیریت نمی کنیم. ما بازیکنانی در بوکا، ریور ، نیولز اولد بویز و سنترال داریم.

ولی این موسسه گسترش خواهد یافت و رختکن ها و زمین های بهتری را برای رشد جوانان تدارک خواهد دید.

*وبنیاد مسی؟

ما با این بنیاد همکاری می کنیم تا بال قدرتمندی برای ساخت بیمارستان کودکان باشیم.

درحال حاضر 40 کودک در یک سالن هستند و درآینده می خواهیم سالن های این بیمارستان را مجزا کنیم و برای هر 2کودک یک اتاق بسازیم. به علاوه پزشکان متخصص دیگری را به خدمت خواهیم گرفت وکارهای بیشتری انجام خواهیم داد

*به نظرتان مسی درسالهای اتی چطور خواهد بود؟ شاید درسالهای آتی به اندازه الان سرعتی نباشد

شاید عقب تر و به عنوان یک سلاح در زمین قرار بگیرد. کاری که گاهی وقتها در بارسا نیز انجامش می دهد. دربارسا هم خیلی وقتها بازیهایش را از عقب تر شروع می کند.

* خود شما هم روزی دراین پست بازی می کردید.؟

البته هیچ ارتباطی با مسی نداشتم ولی من هم همین طوری بازی می کردم

*مسی مهارت هایش را از چه کسی به ارث برده؟

خب..چه بگویم؟

*لیونل 25 سال سن دارد ولی 8 قهرمانی درلالیگا با بارسا کسب کرده. به عنوان یک پدر هیچ وقت می توانید تصورش را بکنید که لئو روزی با فوتبال خداحافظی کند؟

به صورت کاملا تصادفی، اخیرا داشتم دراین باره با همسرم صحبت می کردیم. من به او گفتم که روزی که "لیونل" دیگر فوتبال بازی نکند، یکی از انگیزه ها و رویاهای بزرگ زندگی من از میان خواهد رفت و دیگر مسابقه فوتبالی را تماشا نخواهم کرد.

من واقعا تمام مسائل مرتبط با فوتبال را دوست دارم و تصور اینکه لئو روزی بازی نکند، واقعا برایم تکان دهنده است. اصلا نمی خواهم چنین چیزی را تصور کنم

*آقای مسی، لیونل ازسنین کودکی به هر ترتیبی با توپ بازی می کرد.حالا 4 بار توپ طلا را برده. اولین توپ واقعی را چه کسی به او هدیه داد؟

-احتمالا خود ما بودیم ولی راستش را بخواهید یادم نمی آید!!!

*ولی یادتان می آید که چه زمانی متوجه شدید که لیونل از نظر فوتبالی، یک پدیده متمایز با سایر هم سن هایش است؟ خود شما هم درکنار سالوادور آپاریسیو(اولین سرمربی لیونل) در باشگاه گراندلی شاهد رشد فوتبال پسرتان بودید.

-بله.من هم درکنار آن تیم بودم. در آن تیم نمی گویم همه، ولی عملا تمام کارهای مهم و مثبت تیم را مسی انجام می داد:گلزنی، خلق موقعیت های خطرناک و... بازیکنی که تفاوت ها را رقم می زد خود مسی بود.

 البته من پدر مسی هستم ولی این حرفها را به خاطر اینکه او پرسم است نمی گویم ؛ چون واقعا همین طور بود

*از چه سالی صحبت می کنید؟

-سال 1994

*لیونل فوتبالیست،به چه کسی بهای بیشتری می داد؛ به خورخه مسی به عنوان سرمربی یا به عنوان پدرش؟

-او همیشه در بازی کردنش خیلی منسجم و مرتبط بود و همیشه کارش را کامل می کردوهرچه از او می خواستیم را انجام می داد

*با وجودی که همیشه از همه بهتر بود؟

همیشه به حرف من گوش می داد وهرچه به عنوان سرمربی از او می خواستم را انجام می داد.

 وقتی فرانک ریکارد او را در بارسلونا در جناح راست به کار گرفت هم همین طور بود.همیشه هرچه سرمربی تیم از او می خواست ، آن کار را می کرد و درهمان پستی که از او خواسته می شد بازی می کرد و برایش مهم نبود که چه کسی است..

هیچ وقت دراین باره گله و شکایت نکرد و همیشه هم همین طور بود.

*خانم سلیا، مادربزرگ مادری مسی تعریف می کند که او را به باشگاه گراندلی برده و همین جا بود که همه چیز برای بازیکنی که درماه ژانویه چهارمین توپ طلای متوالی اش را گرفت، شروع شد.

واقعااین خانم سلیا بود که مسی را برای فوتبال بازی کردن هل می داد؟

ماتیاس و رودریگو،برادرهای بزرگتری لیونل در گروندلی بازی می کردند و رودریگو در نیولز اولدبویز هم توپ می زد؛ چون مربوط به لیگ متفاوتی بود. سلیا، مادربزرگ بچه ها، نوه هایش را به باشگاه می برد.

* و لیونل چه کار می کرد؟

او دست مادربزرگش را می گرفت و مادربزرگ او را به باشگاه می برد. در آن موقع لئو فقط 4 سال سن داشت.

بله.باید از سلیا خانم به خاطر تلاشهایی که انجام داد و کمک کرد تا مسی در گروندلی فوتبالش را دنبال کند تشکر کنیم.

*این داستان، مثل یک افسانه است. پس بهترین دوست مسی ، همیشه توپش بوده. درست است؟

بدون شک؛ از وقتی که او توانست از منطق و ذهنش بهره ببرد، همیشه توپ کنار بوده.

 البته او همیشه با دوستانش بازیهای دیگری هم انجام می داد و مثلا دوچرخه سواری می کرد و تیله بازی می کرد. او یک پسربچه معمولی بود

*به نظر می رسد که شما هم یک پدر خیلی معمولی بودید.چند سال بعد، درنیولز اولدبویز، دیگر شما مربی مسی نبودید و انریکه دومینگس او را هدایت می کرد.

او به ما گفته که شما همیشه با آرامش تمام درکناری می نشستید و برخلاف سایر پدرها که نزدیک به زمین کلی داد و هوار می کردند، درکمال آرامش در یک صندلی دورتر، بازیها را نگاه می کردید.

چرا آن نگرانی ای که پدرهای دیگر داشتند، درشما دیده نمی شد؟

من دوست دارم که فقط بازیها را تماشا کنم؛ همین وبس..تا همین امروز هم همین طور است. دوست دارم دور از همه بنشینم.

 من و همسرم با هم این کار را انجام می دادیم.البته الان اوضاع کمی متفاوت است و بازی های "لیونل"را با احساسات بیشتری تماشا می کنم.

 این روزها حتی همسرم هم نمی تواند بازی ها را در کنار من تماشا کند

*چرا؟

چون گاهی وقتها فریاد می زنم و یا یکی دو کلمه بد و بیراه از دهانم خارج می شود(می خندد)

*حتی خطاب به لیونل؟

چند وقت پیش پسرم متوجه شده بود که من در یک لحظه خاص به خاطر عملکردش در بازی با رئال مادرید از دست او او عصبانی شده ام؛ البته در آن بازی گل زنی کرد.

 بعد از آن بود که "لیونل" در حال خنده به من زنگ زد و گفت:" به من فحش دادی بابا؟" ..ولی حواستان باشد که همیشه همه اینها محض خنده و درمسیری خوب است.!!!

تمام شد!!!

خوب چطور بود؟ امیدوارم خوشتون اومده باشه...

و در هر صورت اگه مشکلی داشت به بزرگی خودتون ببخشید!!!

منتظر کامنتاتون هستم...

مصاحبه ی پدر "لیونل مسی",...
نویسنده : محدثه بازدید : 505 تاريخ : جمعه 23 فروردين 1392 ساعت: 3:53